تبليغاتX
ایران جاوید

ایران جاوید

ساغرم شکسته ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقی

نمایش

 

دائی مرتضی

 

(هنر سرای خورشید )

وابسته به سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری

 

نویسنده طراح و کارگردان : مرتضی ریحانی

بازیگران :

ماهان دهقان

مهتاب دهقان

مریم دوستی

یاسمن دهقانی

مرتضی ریحانی

جواد نوری

و ابراهیم رحمانی

مدیر برنامه ریزی : سرکار خانم اعتمادی

آهنگ ساز : هومن همامی

منشی صحنه : نگین دهقان

مدیر صحنه : پیمان میرعلائی

دستیار صحنه : میلاد ریحانی

طراح دکور : آیت نادری

 

زمان : ۱۳ الی ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۳۰

مکان :

 اصفهان - پل شهید چمران -ابتدای خیابان کاوه -

جنب شهرداری منطقه۷ کوی آفتاب-

هنرسرای خورشید

 

برای اطلاع بیشتر با شماره ۰۹۱۳۶۸۳۱۵۲۲ تماس بگیرید

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/08ساعت 8 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

تصاویر واقعی از جن و روح

 

 

البته عرض کنم که جن واقعا وجود دارد

و اگر خرافات بود در قرآن سوره ای به نام جن نداشتیم

من نمیخوام بگم خیلی اعتقادی  و خرافاتی هستم

 ولی عکس هائی گذاشتم که چه واقعی چه با

 فوتوشاپ خیلی وحشتناکه و اگر یک لحظه فکر کنید

 خودتون جای این افراد بودید چه عکس العملی

 نشان میدادید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/05ساعت 3 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

مردی در جاده بی انتهای آرزوها میدود ولی افسوس که هیچگاه به مراد دلش نمیرسد

مردی خنجر خورده در زندگی مردی که نامش چون نگین درخشانی بر تارک این جهان

میدرخشد

 

 او کسی نبود جز اسمال آقا

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

(شوخی نیست جدی بگیرید این سرگذشت یک درد کشیده است)

 

ادامه مطلب یادت نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/28ساعت 1 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

نماهایی از موزه عبرت ایران








+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/27ساعت 11 قبل از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 11 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 

***در ادامه خواهید دید***

***که انسان های گوناگون دیگران را به چه چیز می بینند***

 http://zibasaz.persiangig.com/pic/yahoo/1/9.gif


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/10/25ساعت 7 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 

خیلی زیاد درگیر روزمرگی زندگی شده ایم. اما اگر کمی از بالاتر به زندگی نگاه کنیم زندگی فقط به اندازه نگاه کردن به این عکس طول می کشد. این مدت کم ارزش بغض و کینه و دشمنی با همدیگر را دارد؟ بهتر نیست از فرصت کم برای مهربانی با همدیگر استفاده کنیم؟
 
با این عکس متأثر خواهید شد و به فکر فرو می روید!! ، www.irannaz.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/22ساعت 9 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 





قلب من      در هر زمان خواهان توست

این دو چشم                   عاشقم مهمان توست

گرچه لبریز از غمی درمانده ای

این نگاهم در پی در مان توست

در میان ظلمت شبهای غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظهاای آسوده باش

همدم دستان          من داستان توست







سكوت رامی پذیرم اگربدانم روزی باتو

سخن خواهم گفت تیره بختی رامیپذیرم

اگربدانم روزی چشمان توراخواهم سرود

مرگ رامیپذیرم اگربدانم

روزی توخواهی فهمیدكه دوستت دارم

(دوست دارم فقط به خاطرخودت )







خواستم اسمتو گل بذارم              ترسیدم پژمرده شوی!

خواستم اسمتو خورشید بذارم،

ترسیدم غروب كنی!

اسمتو گذاشتم نفسم، كه اگه نباشی نباشم



+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/21ساعت 11 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

  

    

 

  

 

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/20ساعت 3 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

پَ            نه             پَ

 

رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟

میگم : پــَـ نه پــَـ اومدم ۲ تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم ! …

 .

 .

 .

به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم .
میگه نمره میخوای ؟
گفتم پــَـ نه پــَـ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام ! …

.

.

 .

دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟
میگم : تو رژیمم  …
میگه رژیم لاغری ؟!
میگم پــَـ نه پــَـ رژیم صهیونیستی

.

.

 .

یه روز با جعبه خیلی بزرگ رفتم اداره پُست ، گذاشتم رو ترازو جعبه رو کارمنده اومده میگه می خوای پُست کنُی ؟!
گفتم : پــَـ نه پــَـ  اومدم وزنش کنم ببینم اگه اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم !

 .

 .

 .

بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلی احوال پرسی میگه محمد خودتی ؟
میگم: پــَـ نه پــَـ   به سیستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمدید برای پرداخت قبوض شماره ۱ ، برای اطلاع از موجودی حساب شماره ۲ و …
گفت زهر مار و قطع کرد !
دیدم ظهر عصبانی اومد توی اتاق . منم پای پــَـ نه پــَـ بودم !
گفت اگه یه بار دیگه بگی پــَـ نه پــَـ ، دیگه تو این خونه نمیخوابی !
گفتم یعنی بیرونم میکنی بابا ؟
گفت پــَـ نه پــَـ  خونه رو عوض میکنم بزغاله !

 .

 .

 .

رفتم مغازه میگم آقا یه شیر بدین
میگه شیر پاکتی ؟
میگمپــَـ نه پــَـ  بی زحمت یه شیر جنگلی بدین خواهرزادم خیلی شیطونه میخوایم بترسونیمش !!

 .

 .

 .

میخواستم بخوابم به خواهرم گفتم لامپو خواموش کن .
گفت نورش اذیت می کنه ؟
گفتم: پــَـ نه پــَـ …
گفت : جرات داری بگو ؟
گفتم : پتو میکشم سرم خوب .
گفت آفرین بلاخره آدم شدی
گفتم پــَـ نه پــَـ
فکر کردی تا ابد الاغ می مونم !

.

.

 .

یه مگس سقوط کرده تو آبگوشتم ، مامانم میگه عوضش کنم برات ؟
میگم پــَـ نه پــَـ  من همینو میخورم برو یکی تازه شو واسه مگسه بیار !!

 .

 .

 .

میپرسه: اومدی اینجا جمله  پــَـ نه پــَـ یی بخونی ؟
پــَـ نه پــَـ   اومدم اینجا سوالات شرعیمو از تو بپرسم !

 .

 .

 .

دارم سیگار میکشم مامور اومده میگه داری سیگار میکشی ؟
میگمپــَـ نه پــَـ  دارم لامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینحائیم !
گفت پدر سگ اهل فیسبوکم که هستی سوار شو بریم …
گفتم کلانتری ؟
گفت  بریم قبیله بغلی بگیم آوردیمت ، لازم نیست دیگه شما تو زحمت بیوفتین !

 .

 .

 .

بهم میگه عاشقی ؟
 پــَـ نه پــَـ  تو یه فیلم رمانتیک بهم نقش دادن یه ریز دارم تمرین میکنم !

 .

 .

 .

دارم کتاب تاریخ مشروطه کسروی رو میخونم داداشم اومده میگه تاریخه ؟
 پــَـ نه پــَـ  ریاضیه !
نگاه میکنه میگه در مورد ایرانه ؟
 پــَـ نه پــَـ  درموردجنگ جهانی دومه !
عکس آیت بهبهانی رو دیده توش میگه آیت الله بهبهانیه ؟
پــَـ نه پــَـ  آیت الله هیتلره !

 .

 .

 .

رفتم جلوی کوه داد میزنم رضا !
کوه هم میگه پــَـ نه پــَـ 
میگم پــَـ نه پــَـ مرتضی !

.

 .

 .

داداشم میخواد ببینه چند کیلوه ، میگه برم رو ترازو ؟!
میگم : پــَـ نه پــَـ  کلیک راست کن رو خودت ، برو تو پروپرتیس ببین چند کیلویی !

.

.

 .

رفیقم اسم خانومم رو توی شناسنامه دیده. میگه: اِ زنته ؟
میگم: پــَـ نه پــَـ دختر همسایس اسمش تو شناسنامه باباش جا نشده اینجازدن گم نشه !

.

 .

 .

یارو با موتور زده بهم  ، خوردمزمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه سرت داره خون میاد ؟
  پــَـ نه پــَـ من خودنویسم جوهرم پس داده !

 .

 .

 .

رفته بودم اهدای خون مرده میپرسه می خوای خون بدی
پــَـ نه پــَـ ! اومدم نون خشک بدم جوجه بگیرم !

 .

 .

.

رفتیم تو اتوبان ، ترافیک زیادی بود . دوستم میگه احسان ترافیکه ؟
پــَـ نه پــَـ واسه اینکه احساسه غریبی بهمون دست نده ماشینا چسبیدن به ما !!

 .

 .

 .

شمع های ماشینم سوخته , رفتم تعمیرگاه ، میپرسه عوضشون کنم ؟؟
  پــَـ نه پــَـ فوتشون کن تا صد سال زنده باشی !

 .

 .

 .

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن ، طرف میگه بفرستم واستون ؟
پــَـ نه پــَـ آپلود کن ، لینکش رو بده ، دانلود میکنم

 .

 .

 .

یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست ؟
  پــَـ نه پــَـ هستن . افتادن پشت اون کمد ! با خط کش بزن در بیاد !

.

.

.

سوار تاکسی شدم ، راننده می گه مستقیم ؟
می گم پــَـ نه پــَـ  …
می خوابونه تو گوشم ، می گه این قرطی بازیا واسه اینترنته !!

.

.

.

یه مامانم میگم : یه دختر دیدم خوب ، پاک ، نجیب ، سر به راه ، تحصیل کرده …
میگه : میخوای بریم خواستگاریش ؟
میگم پــَـ نه پــَـ گفتم دلت بسوزه !

.

.

 .

رفتم بالا پشت بوم آنتن تلویزیونو درست کنم داد میزنم صاف شد؟ میگه چی تلویزیون ؟
پــَـ نه پــَـ خواستم ببینم قلب‌هاتون تو این ماه رمضونی از کینه و کدورت صاف و زلال شده یا نه !

 .

 .

 .

دوستم زنگ زده خونمون بهم میگه فردا میای دانشگاه جزوه هارو بیار …
مامانم میگه دوست دانشگاهیت بود ؟
  پــَـ نه پــَـ دوست زمون جنگ بود تو عملیات والفجر ۸
نقشه ی عملیات رو میخواست ببینه !

 .

 .

دارم رو تردمیل مثل خر میدووم یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی ؟؟
میگم پــَـ نه پــَـ  دارم واسه نقش آفرینیتو سری جدید میگ میگ آماده میشم !

با تشکر از

www.bia2halkon.blogfa.com


 

 

 

در ادامه پَ نه پَ های تصویری

نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/20ساعت 3 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

در ادامه مطالب عکسهائی از ستاره سینمای ایران

محمد علی فردین را خواهید دید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/20ساعت 2 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

تصاویری از تئاتر امشب دختر پادشاه میخندد

 


برچسب‌ها: عکس های تئاتر 1
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/12ساعت 7 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

به گزارش ایران ناز به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران،احتمالا بسیار واژه زن ذلیل را شنیده باشید و درباره آن جک، طنز و مطالبی در حد شوخی و تفریح در کوچه و افراد نثاربه یکدیگر می‌کنند اما شاید چیزی درباره انجمن زن ذلیلان ایران نشنیده باشید که پا را از شوخی فراتر برده و برای خود انجمن و سایت اینترنتی تشکیل داده باشند.
عضو گیری و نظرسنجی و فراخوان ارسال آثار و امکان شرکت در مسابقه را برای زن ذلیلان فراهم کرده باشند. فراخوان انجمن زن ذلیلان
در این سایت به زن ذلیلان فراخوان داده می شود که می توان مطالب خود را از قبیل شعر و خاطرات برای استفاده سایر زن ذلیلان ارسال نمایند.

www.irannaz.com| زن ذلیلان درتهران
 

صدور کارت ویزیت مخصوص
جالب اینجاست که در محافل خصوصی در تهران در محدوده پیروزی این افراد کارت ویزیت مربوطه را بین مردها پخش کرده و عضو گیری می‌کنند. زن ذلیلان اولین دوره این مسابقات زن ذلیلان دبیر انجمن زن ذلیلان ایران در این سایت اشاره می‌کند
زن ذلیلان گرامی! می توانید در اولین دوره مسابقات زن ذلیلان ایران شرکت کرده و آثار خود را در زمینه های داستان، طنز، فیلم، موسیقی، شعر و ... بفرستید که مورد کارشناسی هیات داوران قرار می گیرد. این به اصطلاح انجمن برای خود اسپانسر نیز جذب کرده و به نفرات برتر هدایایی داده می‌دهد. سرود ملی انجمن زن ذلیلان ایران در این سایت سرودی را هم به عنوان سرود ملی انجمن زن ذلیلان ایران نوشته شده است.
 
الهــــی!
 به مــــــردان در خانه ات 
 به آن زن ذلیلان فـــــرزانــــــه ات!
به آنانکه با امـــــر روحی فداک 
 نشینند وسبـــــــــــــزی نمایند پاک!
به آنانکه از بیـــــــخ وبن زی ذیند! /
شب وروز با امــــــر زن می زیند!
 به آنانکه مرعــــــــــوب مادر زنند!
 ز اخلاق نیکـــــــــوش دم می زنند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/02ساعت 7 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 

حضور گروه هنری نسیم زاینده رود

 در جشنواره فیلم کودک و نوجوان


گروه هنری نسیم زاینده رود به مدیریت آقای مرتضی ریحانی که در بخش جنبی

جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان با ۲ نمایش خیابانی به نام

 

پروانه ها می آیند

اوسا و مبارک

به کارگردانی  و نویسندگی آقای مرتضی ریحانی توانست که در مراسم اختتامیه جشنواره

که در سالن گل نرگس واقع در پل تمدن برگزار شده بود بتواند

با ادغام کردن این دو نمایش

لحظات شادی  را برای مسئولین جشنواره و خانواده ها به ارمغان بیاورد

 

 بسیار مایه افتخار و مباهات بنده است که در کنار آقایان

مرتضی ریحانی

جواد نوری

امید اجاقی

در جشنواره حضور پیدا کردم

 

 

 

عکس های نمایش خیابانی

تئاتر

پارک کوهستانی صفه

 

پل خواجو

+ نوشته شده در  شنبه 1390/08/28ساعت 1 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 

عکس هائی از جنازه مومیائی شده فرعون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/08/12ساعت 7 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

چند شبی است که از اجرای تئاتر

میگذرد و من هر روز پر انرژی تر از روز قبل روی صحنه

حاضر میشوم و سعی میکنم نقشی را که به من محول کرده اند

به خوبی اجرا کنم

یک نصیحتی است که از بزرگان تئاتر یاد گرفته ام و همیشه

و همه جا از آن را آویزه گوشم میکنم

اگر حتی یک خط دیالوگ داشتی سعی کن آن را با عشق بیان کنی

و از هیچ چیزی گلایه نداشته باشی

من در این چند شب چیزهای زیادی از امید نیاز یاد گرفته ام

او به ما گفت که برای این که بزرگ شوی باید کوچکی کنی

و توصیه های بزرگان تئاتر را آویزه گوشت کنی

من میتوانم به جرات بگویم که امید نیاز واقعا درس بزرگی به ما داد

و آن درس درس افتادگی و فروتنی است

و به رسم استاد بزرگ تئاتر استاد رضا ارحام صدر همیشه

سعی کرده ام و میکنم که در هر زمینه ای اگر موفق شدم غرور و خود پسندی

وجود مرا نگیرد و همیشه با مردم باشم و خودم را هیچ موقع برتر از دیگران نبینم

و از خداوند بزرگ میخوام که هیچ موقع غرور و فخر فروشی را بر من چیره نکند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/07/20ساعت 9 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 یک واژه زلال است ، تو باید باشی 

 قلب من  زیر سوال است  تو باید باشی

 

فال حافظ زدم  آن رند غزل خوان هم گفت

زندگی بی تو محال است ، تو باید باشی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/07/15ساعت 6 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 

نمایش «هی تو!» کاری از گروه تئاتر «نان و عروسک» ویژۀ کودک و نوجوان از بیست و یکم شهریور ماه در سالن فرشچیان بر روی صحنه رفته است. اجرای این نمایش تا پایان ماه جاری ادامه خواهد داشت و امکان تمدید آن نیز به دلیل استقبال خوب مردم، امکان پذیر خواهد بود. عوامل این نمایش عبارتند از:

                                       نویسنده، طراح و کارگردان: امید نیاز

                                                         بازیگران:

                                           سعید یار دوستی – نواب ثریا

                                     مرتضی ریحانی – اسماعیل سلمانی

                                           علی اسماعیلی – امید اجاقی

                               دستیار کارگردان و برنامه ریز: نگار رضایی

                                      منشی صحنه: ستاره کرباسی زاده

                                          موسیقی: محمد امین رنجبر

                                        مدیر تولید: علیرضا ورشاوی

                                              عکس: خسرو خالقی

   در سالهای اخیر، تئاتر کودک اصفهان با تلاش کارگردانانی نظیر مجید کیمیایی پور و کارگردان همین نمایش؛ امید نیاز روندی رو به رشد را پیموده و بارقه هایی از امید در این ژانر در اصفهان به درخشش درآمده است. نمایش «هی تو!» کاری است پر جنب و جوش و انرژتیک که با استفاده از گروهی منسجم و با تجربه در این گونه به اجرا در می آید. این نمایش یکی از موفق ترین نمایشهای حداقل پنج سال اخیر در ژانر کودک بوده که صحنۀ تئاتر اصفهان به خود دیده است. این کار بدون شک اجرای موفق خود را مدیون بازیگر محوری اش؛ نواب ثریا است. بازیگری با بدنی آماده و انعطاف پذیر همراه با بیانی گرم و تربیت شده که از پدیده های بازیگری اخیر در عرصۀ نمایش اصفهان به شمار می رود.

   در درجۀ دوم بازی شیرین و دوست داشتنی سعید یاردوستی نگاه ها را متوجه خود می کند. به هیچ وجه انتظار نمی رفت که بازیگری در تیپ سعید یاردوستی با آن اندام کشیده که اکثراً نقشهای جدی کار کرده و در تئاتر بزرگسال فعالیت می نموده است بتواند این چنین در ژانر کودک نیز موفق ظاهر شود و مخاطب را با خود همراه ساخته، به هیجان بیاورد. این موضوع نشان دهندۀ این است که ما استعدادهای نهفتۀ بسیاری در عرصۀ بازیگری در اصفهان داریم که اگر مجال بروز و ظهور یابند، قطعاً تئاتر ما مسیر رو به رشدی را در پیش رو خواهد داشت. مرتضی ریحانی نیز نسبت به کارهای پیشین خود بهتر ظاهر شد اما هنوز مشکل لحن خود را نتوانسته است به تمامی برطرف سازد که با ممارست هایی بیش از این امکان پذیر خواهد بود.

   موسیقی کار نیز از عنصر خلاقیت خالی نبود و با وسایل و لوازمی ساده مانند دبه، دستگاهی جاز مانند ساخته شده و به صورت ترکیبی با گیتار مورد استفاده قرار می گرفت و در فضاسازی به طوری مؤثر عمل می کرد. بر روی طراحی نور برای چنین نمایشی جای کار بسیار بیشتری وجود داشت. مطلب دیگری که در مورد بخش بازیگری در این نمایش باید به آن اشاره کرد یکدست نبودن بازی هاست. یعنی سطح دو بازی (نواب ثریا و سعید یاردوستی) با سایر بازیگران، تفاوت و افتراق آشکاری داشت و اگر برای سایر نقشها نیز از بازیگرانی در حد و اندازۀ این دو نفر استفاده می شد، سطح کار به طرز قابل توجهی بالاتر می آمد. و اما در مورد متن نمایش باید گفت، بهتر بود که امید نیاز با توجه به کنار هم قرار گرفتن چنین افرادی در این گروه، طرح نمایشنامۀ خود را در اختیار نمایشنامه نویسی با تجربه تر قرار می داد تا کاری بسیار قوی تر و بدون معایبی که هم اکنون در متن وجود دارد بر صحنه رود. نمایش بسیار بازی محور بود و  کار بازیگران تا حدّ زیادی کمبودهای متن را تحت پوشش قرار می داد. داستان مشخصی در متن وجود نداشت، ارتباط صحنه ها و ماجراهایی که پیاپی به وجود می آمد آن طور که باید از آب درنیامده بود، به ویژه پایان نمایش، ضعف نمایان داشت و اصلاً آن گونه که باید جمع نمی شد و فاقد ضربۀ پایانی و نتیجه گیری مناسب بوده، در مقایسه با ابتدا و اواسط نمایش مخاطب را اقناع نمی نمود. گویا تماشاگر منتظر اتفاقی دیگر می ماند و دنبال ادامۀ ماجرا می گشت.

   ضعف دیگری که در نمایش به چشم می خورد مربوط به دکور می شود. دکور که شامل یک داربست فلزی ساختمان می شد آن گونه که باید کارایی خاصی نداشت. یعنی تنها در اول نمایش شاهد آن بودیم که کارگران بر روی داربست مشغول کار هستند و در پایان نیز دوباره بر روی داربست بازگشتند و کار خاتمه یافت. اما در تمامی مدت زمان طولانی نمایش به هیچ وجه استفاده ای از چنین دکور عریض و طویلی به عمل نیامد و گویی به نوعی اضافه و باسمه ای بوده و به اثر بسته شده بود. در صحنه های مختلف نمایش، امکان استفاده های خلاقانۀ بسیاری از چنین دکوری وجود داشت که در این اجراء کار خاصی مشاهده نگردید.

   اما به هر حال باید به این گروه انصافاً خسته نباشید گفت. هنگامی که نمایشی در اصفهان، آن هم ویژۀ کودک (!)، بتواند تقریباً هر شب تمامی صندلی های سالن فرشچیان را مملوّ از تماشاگر سازد حتماً چیزی برای ارائه دادن دارد و به خوبی با مخاطب خود ارتباط برقرار کرده است. چقدر خوب است حال که چنین نمایشهایی که نیروی جذب مخاطب بیشتر را در اصفهان دارند به اجرا در می آیند، مسئولین تئاتر استان نیز توجه و لطف ویژه ای نسبت به آنان داشته باشند و حداقل مدت نمایش را تمدید کنند. چه اشکالی دارد که ما نیز در شهرستان همانند پایتخت، تئاترهایمان دستکم یک ماه بر صحنه باشند؟! این نشانۀ رشد در تئاتر شهرستان است و نباید نادیده گرفته شده و به راحتی از کنار آن گذشت. به امید موفقیتهای بیشتر و پیشرفت روز افزون برای گروه فعال «نان و عروسک» در اجراهای آینده.



                                                جا داره اینجانب پیمان میرعلائی

                                    از نواب ثریا بابت بازی بسیار زیبا و ماهرانه اش

                                            تشکر کنم و بگم نواب جان دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 1390/07/09ساعت 8 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 هست 

 را اگر قدر ندانی ...

 می شود

  بود

پس بیائیم همدیگر را قدر بدانیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/24ساعت 9 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

با اینکه نوکرتونم و مخلصتونم و آتیش سر قلیونتونم

ولی ازتون گله دارم عزیزای دلم

وقتی تشریف میارید اینجا لا اقل نظری بدید که

من دلم خوش باشه وگرنه در وبلاگا گل میگیرم و میرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/24ساعت 11 قبل از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

میخوام از دو تا از پیشکسوتان تئاتر اصفهان

 تشکر کنم و بهشون بگم همیشه به یادتونم

 

 استاد بیژن گنجعلی

 

استاد حسن جویره

 

امیدارم هرکجا که هستید شاد باشید وبتونیم دوباره همدیگه را ببینیم

البته این دو عزیز در سریال پیک راستان نیز به ایفای نقش پرداخته اند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/16ساعت 5 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

زندگی نامه

 اسطوره سینما ایران

 محمد علی فردین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/10ساعت 12 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

گلچینی از بهترین آهنگ های قدیمی

خوانندگان قدیمی

مجموعه ای نایاب و متفاوت با دیگر مجموعه های رایج در بازار

نظیر خوانندگانی چون

مهوش

پریوش

ملوک ضرابی

جواد بدیع زاده

ایرج (فردین)

آزیتا

پوران

مرضیه

 

گلچینی از بهترین برنامه های رادیو گلها

بنان و مرضیه

با ما تماس بگیرید

09136831522

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/14ساعت 1 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

سلامی دوباره به عزیزان دلم فدای همتون که پیام میذارید و من را شرمنده میکنید

ما ایرانی ها ما جوونای سنت گرا چه چیزی داریم جز موسیقی سنتی

البته جووونائی که موسیقی سنتی گوش نمیدن و شاید هم خوششون نمیاد

تقصیر خودشون نیست

تقصیر پدران و نیاکان ما هست که ما را با فرهنگ ایرانی نه تنها در بحث موسیقی

بلکه تو تمامی زمینه ها اونطور که باید و شاید آشنا نکردند

خوب چه میشه کرد همش افسوس و افسوس و افسوس

و بدونید عزیزان دلم یک روزی میشه پشیمان و میشیم که چه طور فرهنگی به این

کاملی داشتیم و قدرشو ندونستیم

اینطور که داره پیش میره فکر کنم تا چندین سال دیگه به قدری فرهنگ و موسیقی غرب در ما

نفوذ میکنه که دیگه ما همه چیمون را از دست بدیم

هنرمندانمون را شعرای خوبمون را و ...

چه حافظ ها که در تاریخ برای زنده نگه داشتن زبان فارسی تلاش نکردند

چه رستم ها در تاریخ که از جان و مال و ناموس و مرز ایران جاویدمون دفاع نکردند

چه کوروش ها که که سعی کردند اقتدار ایران را در جهان نگه دارند

حیف نیست که ما تمامی زحمات اون عزیزان را از یاد ببریم و اینگونه

لگد به بخت خودمون بزنیم

عزیزان دلم  داداش های گلم خواهرهای نازنینم نگذارید که فرهنگ ما

تمدن ما غرور و غیرت ما به باد بره

و چه خوبه که یادی  کنیم از هنرمندان ایرانی

بازیگر و خواننده هیچ فرقی ندارد اونهائی که در طول عمرشون سعی کردند فقط و فقط

دل مردم را شاد کنند

همتون را دوست دارم خیلی وقته نبودم ولی از این به بعد بیشتر میام

اگر راجع به موسیقی و ادب ایرانی نظراتی سوالی داشتین با من فقط از طریق sms

در ارتباط باشید فکر کنم شمارم را قبلا دادم ولی باز هم یادداشت کنید

۰۹۱۳۶۸۳۱۵۲۲

من از طریق ایمیل با هیچ عزیزی نمیتونم در ارتباط باشم

به امید روزی که ایران جاوید جاوید تر از قبل باشه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/12ساعت 11 قبل از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

شامل متن ترانه های زیبا از خوانندگان مختلف قدیمی می باشد

 که امید است بهترین و مفید ترین و پربازدید تراین مطلب وبلاگ باشد.

       لطفا نظرات خود را در قسمت نظرات با ذکر نام خود و ایمیل خود نوشته

        و هر ترانه ای که به نظر شما جاش خالیه بگوئید تا متن را بذارم.

         ارادتمند همگی شما سروران:

     سلطان قلب ها

         فردین     

قسمت۲


برچسب‌ها: متن ترانه های قدیمی 2
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/08ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

چارلی چاپلین میگوید آموخته ام که ...


    
بیایم برای یکبار هم که شده این جملات و توی زندگیمون به کار ببریم و فقط نخونیم 



آموخته ام که
با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه.


آموخته ام ... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/19ساعت 11 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

برنامه گل‌ها نام مجموعه برنامه‌های موسیقی ایرانی بود که از سال ۱۳۳۴ تا اواخر دهه

۱۳۵۰ از رادیو تهران (بعدها رادیو ایران) پخش می‌شد.

برنامه گل‌ها در آغاز با نام گل‌های رنگارنگ به ابتکار داوود پیرنیا در رادیو تهران آغاز شد

 و در بیش از بیست سالی که پخش آن ادامه داشت با استقبال دوستداران موسیقی ایرانی

 روبرو شد.

برنامه‌های دیگری نیز به نام‌های

 گل‌های جاویدان، یک شاخه گل، برگ سبز، گل‌های صحرایی

 بعد از ۱۳۳۴ به این مجموعه افزوده شد. پس از کناره ‌گیری پیرنیا از فعالیت در رادیو

برنامه دیگری با نام گل‌های تازه با روشی شبیه به دوره پیرنیا پخش شد.

برنامه گلها با حضور هنرمندان بزرگی چون ابوالحسن صبا و غلامحسین بنان آغاز شد.

این برنامه در میان برنامه‌های دیگر موسیقی رادیو طرفداران پر و پا قرص زیادی داشت.

 محمد میرنقیبی درباره این برنامه می‌گوید:

 «بسیاری از هنرمندان موسیقی معتقد بودند که پیرنیا که یک هنرمند موسیقی نیست و سابقه‌ای

 در این هنر ندارد نباید مسئول برنامه گلها باشد.

اما واقعیت این است که او بسیار خوب از عهده این کار برآمد و در گلها از هنرمندان مطرحی

 استفاده کرد. در صورتی که سال‌ها بعد که برنامه توسط دیگران اداره می‌شد پای هنرمندان

 متوسط هم به آن باز شد.» او این برنامه را از معتبرترین برنامه‌های موسیقی تاریخ رادیو

 و تلویزیون می‌داند: «در این برنامه شاعران مختلف از رودکی تا شاعران معاصر

 دوران معرفی می‌شدند. بسیاری از هنرمندان جوان آن دوره به واسطه اجراهایی

که در گلها داشتند در جامعه شناخته شدند.

 مثلا استاد علی تجویدی را کسی قبل از اینکه به لاین برنامه بپیوندد نمی‌شناخت.»

 بیشتر کسانی که در این برنامه حضور داشتند از چهره‌های موفق و نام آشنای موسیقی امروز

 به شمار می‌آیند. حضور بزرگانی چون

 جلیل شهناز،

 فرامرز پایور،

 محمدرضا شجریان،

حبیب الله بدیعی،

همایون خرم،

 فرهاد فخرالدینی،

هوشنگ ظریف،

 فرهنگ شریف،

محمود محمودی خوانساری،

 غلامحسین بنان و...

 اعتبار این برنامه را چند برابر کرده‌است.

گلها سال‌های پس از مرگ پیرنیا نیز ادامه داشت و راهی برای ورود هنرمندان نوگرا شد.

 پس از او برنامه به همت رهي معيري ،محمد میرنقیبی و سپس هوشنگ ابتهاج پیگیری شد.

 محمد میرنقیبی معتقد است: «تحولات سیاسی در برنامه گلها تاثیر زیادی داشت.

 اوایل همه برنامه از موسیقی‌های اصیل انتخاب می‌شد اما رفته رفته با ورود فرهنگ‌های

 اروپایی موسیقی ای که در این برنامه پخش می‌شد نیز تحت تاثیر موسیقی‌های غربی قرار

 گرفت تا جایی که در سال‌های آخر، موسیقی‌های جاز هم از آن پخش می‌شد. البته این موسیقی‌ها

 هم از موسیقی‌های جدی و با وقار موسیقی ایران بود.»

 

خوانندگان

آهنگ سازان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/08/12ساعت 11 بعد از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

به یاد اون قدیم که با دوستان

میرفتیم قهوه خانه و قلیانی به لب میگذاشتیم

جوانی کجائی که هنوزم هستی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/07/21ساعت 11 قبل از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

جای آن دارد که یادی کنیم از هنرمندان

تازه درگذشته ایران که حقی بر گردن تمامی ما دارند

ما باید برای لحظات شادی را که برایمان به ارمغان میاوردند

تا ابد دعاگوی آن عزیزان باشیم

با ما همراه باشید...

 


برچسب‌ها: یادی از هنرمندان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/07/02ساعت 6 قبل از ظهر  توسط فردین/ پیمان  | 

 

شامل متن ترانه های زیبا از خوانندگان مختلف قدیمی می باشد

 که امید است بهترین و مفید ترین و پربازدید تراین مطلب وبلاگ باشد.

       لطفا نظرات خود را در قسمت نظرات با ذکر نام خود و ایمیل خود نوشته

        و هر ترانه ای که به نظر شما جاش خالیه بگوئید تا متن را بذارم.

         ارادتمند همگی شما سروران:

     سلطان قلب ها

         فردین     

قسمت۱


برچسب‌ها: متن ترانه های قدیمی1
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 11 قبل از ظهر  توسط فردین/ پیمان  |